خرید بک لینک
اصلا دوست ندارم اینجا خاک بخوره ..وبلاگ نویسی بی نهایت بهم حس خوب میده و حفظش هم همینطور! تا دیروز که تولدم بود رو حرص و لج بودم ..اصلا باورم نمیشه که مادرشوهر که اینقد پشت سرم بد و بیراه میگه و با دخترش یعنی خواهرشوهر٬جیک تو جیک هم هستن بیاد و به من اس ام اس بده و بنویسه دوستت دارم .تولدت مبارک این تناقض محضه و اصلا نمیتونم هضمش کنم ..بنابراین بعد این پیامک حسابی بهم ریختم و تا تونستم غر زدم ..سر همسر! از همسرجان هم که همچنان ناراضیم ...احساس میکنم هنوز نتونسته مرد زندگی باشه ..مرد زندگی به معنی اینکه سفت و سخت بخواد حامی من باشه و زندگیمونو اداره کنه .... بیشتر وقتها حوصله حرف ها و غرهای منو نداره و ...عصبی میشه!!!!! این خودخوری ها و بداخلاقی ها داره هر دومونو به سرعت پیر میکنه .... یه پیری زود رس به دست یه عده ای که نذاشتند ما خوشبخت بشیم ....
برچسبها: روزمره

برچسب: نویسنده: الینا رادمنش تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 15:13

صفحه بندی